محمد تقي جعفري

400

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 3058 ) ) گفت دزدى شحنه را كاى پادشاه آن چه كردم بود آن حكم إله ( ( 3059 ) ) گفت شحنه آنچه من هم مىكنم حكم حق است اى دو چشم روشنم آيا مجازات وانتقام دليل اختيار است ؟ جلال الدين در ابيات مورد نقد وتحليل مجازات وانتقام را دليل اختيار مىشمارد وچنانكه در ابيات قبلى هم اشاره كرده بود ، مجازات وانتقام براى اشياء جامد وبىاختيار معنايى ندارد ولى به نظر مىرسد اين مطلب هم قابل تامل است ، زيرا اگر مجازات وانتقام ايجاد انگيزه براى عدم ارتكاب به جنايت و خيانت و يا به وجود آوردن آرامش روانى براى مظلوم و مصالح اجتماعى و يا به جهت تعليم و تربيت وتوجيه جانى وخائن به زندگى شرافتمند است ، هيچ يك از اين امور دليل براى اختيار نمىباشد . معناى ديگرى براى مجازات مىتوان در نظر گرفت كه ممكن است براى اثبات اختيار مفيد باشد و آن اين است كه جنايت وخيانتى كه از روى شعور وآگاهى واراده ونظارت وسلطهء شخصيت صادر مىشود ، مستند به خللى در بهره بردارى اختيارى از شخصيت مىباشد و اين اختلال است كه موجب مجازات كاشف از اختيار است ، زيرا انسانى كه شخصيت در درونش منعقد شده است ، از مراحل اوليهء تأثير وتاثرهاى جبرى عبور كرده و به مرحلهاى رسيده است كه مىتواند در سر دو راهى نيك و بد ، راه نيك را انتخاب كند و با اين حال اگر راه بد را انتخاب كند ، استحقاق مجازات را مانند يك اثر طبيعى براى خود جلب نموده است ، چنان كه مستى در دنبال مىگسارى اختيارى يك اثر كاملًا طبيعى است . از موضوع مجازات وتقسيمى كه در منشأ آن گفتيم ، موضوع آن پاداش كه مىتواند دليل اختيار بوده باشد ، روشن مىگردد .